قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

241

تاريخ الفي ( فارسى )

و ضلالت شرك برهانيد و درهاى روزى بر ايشان بگشاد و انواع نعم و اصناف عطايا ايشان را كرامت كرد وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ « 1 » فراياد ايشان مىدهد ؛ كه از خداى بترسيد ، چنان كه بايد ترسيد ، و كار چنان كنيد كه مسلمانان كنند و به شرايط امر معروف و نهى منكر قيام نماييد تا از جمله رستگاران باشيد . و بدانيد اى مؤمنان كه خداى تعالى را از شما فرمانبردارى و طاعت پسنديده است و از معصيت و فرقت نهى فرموده ، بنابراين انبيا و رسل به خلق فرستاد كه راه حقّ از راه باطل جدا كنند . از خداى تعالى بترسيد و طريق حقّ نگاهداريد و يقين دانيد كه هرامّتى كه پيش از شما هلاك شده به سبب آن بوده كه جبارى و شرورى در پيش گرفته با يكديگر اختلاف كردند . و اگر انديشه‌اى كه آن را حقّ مىپنداريد به امضاء رسانيد فتنه در ميان شما پيدا آيد و پرده‌ها دريده شود و چندان ظلمات ظاهر گردد كه به نماز و روزه نپردازيد . من بر شما حجّت مىگيرم و [ 31 الف ] مىترسانم شما را بدانچه ترسانيده شعيب ، عليه السّلام ، مخالفان قوم خويش را چنانچه نصّ كريمهء وَ يا قَوْمِ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقاقِي أَنْ يُصِيبَكُمْ مِثْلُ ما أَصابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صالِحٍ وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعِيدٍ « 2 » . معنى چنين باشد كه « اى قوم كسب مخالفت من مكنيد كه به شما مىرسد مثل آن عذابى كه به قوم نوح رسيد يا مثل آن عذابى كه به قوم هود رسيد يا مانند عذاب قوم صالح ، و نيست قوم لوط در مخالفت و تمرّد امام وقت از شما دور تر . » « توصيف اكبر شاه هندى به [ عنوان ] مجدّد الدين على رأس المائة * الحادية * عشر * » « 3 » و تفاصيل قصص اين انبيا و احوال عصاة « 4 » امم ايشان در دفتر احوال انبياء ، اگر حكم ظلّ اللّهى خليفة اللّه الاكبر مجدّد الألف الثانى بالالهام الربّانى به جمع آن صادر شود ، نوشته خواهد شد . و مؤيّد اين دعوى - كه حضرت خلافت‌پناه مجدّد هزارهء دويم ، كه عبارت از مائهء حادى عشر است ، خواهد بود - آن است كه به مقتضاى حديث نبوى ، عليه و آله من الصّلوات ازكيها و من التحيّات انمها ، كه « انّ اللّه يبعث لهذه الامّة على رأس كلّ مائة سنة من يجدّد امر دينها » يعنى « خداى تبارك و تعالى برمىانگيزد از براى اين امّت مرحومه بر سر هرصد سالى شخصى را كه تجديد امر دين اين امّت مىكرده باشد » از مجدّدى كه آن را مهدى و قطب و خليفهء آن زمانه خوانند ناچار است . و بنابر قواعد جفرى چون در عدد زير اسم شريف حضرت خلافت‌پناه با عدد نقاط ملاحظه نمايد موافق به عدد زبر اين عبارت كه به « عدل

--> ( 1 ) . و اگر نعمت خدا را برشماريد ، شمردن نتوانيد ؛ بىگمان انسان ستمكار ناسپاس است ؛ ( ابراهيم ، 34 ) . ( 2 ) . هود ، 89 . ( 3 ) . عبارت داخل گيومه از حاشيهء نسخهء ق نقل شده است . ( 4 ) . عصاة : جمع عاصى .